مرتضى مطهرى

886

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه از محدثين مىپرسيدند كه « خدا وقتى كه جسم نيست چگونه بر عرش ممكن است متمكن باشد ؟ » در جواب مىگفتند : « الكيف مجهول و السّؤال بدعة » كيفيت آن نامعلوم و سؤال هم بدعت است و آن بيچاره‌ها هم خاموش مىنشستند ، و لذا براى محدثين براى رفع اين ابهام ضرورتى پيدا نمىشد بر خلاف متكلمين ، خاصه معتزله كه با مردم هر فرقه و مذهبى مراوده داشتند و مخصوصاً با آنها مناظره و مباحثه مىكردند و چون جواب تحكمانه و آمرانه در مورد آنها بىنتيجه بود مجبور بودند اصل حقيقت را اظهار دارند و عقدهء اجمال و ابهام را بگشايند . » « 1 » ولى وقتى كه به سيرهء شخص رسول اكرم و خاندانش مراجعه مىكنيم هرگز به چنين جوابهاى تحكّم آميز و آمرانه و به اصطلاح « سر بالا » برنمىخوريم ؛ در هيچ موردى سؤال را محكوم نكرده و بدعت نشمرده و جملهء « السّؤال بدعة » را كه نشانهء ضعف است شعار خود قرار نداده‌اند . دربارهء همان آيهء « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » و اينكه معنى عرش چيست و استواء بر عرش چه معنىاى دارد مكرر از ائمهء اطهار پرسشهايى شده است و در همهء موارد به شرح و توضيح و تفسير آن پرداخته‌اند . در توحيد صدوق و كافى بابى تحت همين عنوان باز شده و احاديث زيادى نقل شده كه در همهء آنها از همين موضوع سؤالاتى شده و ائمهء اطهار پاسخ گفته‌اند . از جمله مسائلى كه در آيات اول سورهء حديد طرح شده است و مطابق حديثى كه از امام سجّاد عليه السلام نقل كرديم آن آيات ، خاص ژرف انديشان است ، همين مسأله است . در جلد هشتم تفسير شريف و گرانقدر الميزان ذيل آيهء 54 سورهء اعراف با الهام از آيات كريمهء قرآن و رواياتى كه از ائمهء اهل بيت عليهم السلام در اين زمينه رسيده است بحثى ژرف و محققانه دربارهء همين مطلب صورت گرفته است . حضرت استادنا الاكرم ادام اللّه ظلاله در مقدمهء آن بحث چنين مىفرمايند : « مردم در شرح امثال اين آيات مسلكهاى مختلف انتخاب كرده‌اند . اكثر پيشينيان ( از عامّه ) برآنند كه بحث در اين گونه آيات روا نيست ، علم اينها را بايد به خدا واگذار كرد . اين دسته بحث از « حقايق دينى » و تعمق در ماوراء ظواهر الفاظ كتاب و سنت را ناروا و بدعت مىشمارند . اما عقل بر خلاف نظر آنها حكم مىكند و كتاب و سنت نيز آنان را تأييد نمىنمايد . آيات قرآن به شدت تمام دعوت مىكند به تدبر و